فرهنگ آریان‌پور

غرق کردن

#۱۴۱٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

drown

غرق کردن، غرق شدن، خیس کردن

۲

flood

سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن

۳

whelm

چپه کردن، غرق کردن، احاطه کردن، منکوب کردن

۴

deluge

سیل، طوفان، غرق کردن، طوفان ایجاد کردن

۵

founder

از پا افتادن، لنگ شدن، فرو ریختن، غرق کردن (کشتى)، فرورفتن، برپا کننده، موسس، بنیان گذار، ریخته گر، قالبگیر