فرهنگ آریان‌پور

غرق شدن‌ کشتی

#۱۴۱٬۹۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

sink

(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن

۲

capsize

(علوم نظامى) واژگون کردن کشتى، واژگون شدن

۳

founder

از پا افتادن، لنگ شدن، فرو ریختن، غرق کردن (کشتى)، فرورفتن، برپا کننده، موسس، بنیان گذار، ریخته گر، قالبگیر

۴

shipwreck

کشتى شکستگى، غرق کشتى، غرق، کشتى شکسته شدن