فرهنگ آریان‌پور

غرق‌ کردن

#۱۴۱٬۹۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

drown

غرق کردن، غرق شدن، خیس کردن

۲

steep

سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)، خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن)

۳

swamp

سیاه آب، مرداب، باتلاق، در باتلاق فرو بردن، دچار کردن، مستغرق شدن