فرهنگ آریانپور
غرق شدن
#۱۴۱٬۹۲۹
sink
(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن
drown
غرق کردن، غرق شدن، خیس کردن
merge
یکى کردن، ممزوج کردن، ترکیب کردن، فرورفتن، مستهلک شدن، غرق شدن، ادغام کردن
swamp
سیاه آب، مرداب، باتلاق، در باتلاق فرو بردن، دچار کردن، مستغرق شدن
go down
غروب کردن، غرق شدن، روى کاغذ آمدن، پایین رفتن