فرهنگ آریان‌پور

غرفه

#۱۴۱٬۹۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

loge

غرفه، جاى ویژه در تئاتر و غیره، لژ

۲

pavilion

غرفه نمایشگاه، عمارت کلاه فرنگى، چادر صحرایى، درکلاه خیمه زدن، درکلاه فرنگى جا دادن

۳

booth

اطاقک، پاسگاه یادکه موقتى، غرفه، جاى ویژه

۴

stall

جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن