فرهنگ آریان‌پور

عیار گرفتن

#۱۴۱٬۲۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

assay

سنجش، آزمایش، امتحان، عیارگرى، طعم و مزه چشى، مزمزه، کوشش، سعى، سنجیدن، عیار گرفتن، محک زدن، کوشش کردن، چشیدن، بازجویى کردن، تحقیق کردن

۲

titrate

عیار چیزى را معین کردن، عیار گرفتن