فرهنگ آریان‌پور

عیار

#۱۴۱٬۲۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

errant

عیار، آواره، سرگردان، حادثه جو، کمراه، منحرف، بدنام

۲

alloy

بار (در فلزات)، عیار، درجه، ماخذ، آلیاژ فلز مرکب، ترکیب فلز بافلز گرانبها، (مجازى) آلودگى، شائبه، عیار زدن، معتدل کردن

۳

carat

(karat =) ـ قیراط، واحد وزن جواهرات، عیار

۴

rover

سیار، ولگرد خانه به دوش، دزد دریایى، عیار

۵

vagrant

آدم آواره و ولگرد، در به در، اوباش

۶

stroller

قدم زن، پرسه زن

۷

itinerant

سیار، دوره گرد

۸

footloose

بى بند و بار، آزاد globetrotter

۹

migratory

وابسته به مهاجرت، مهاجرت کننده، جابجا شونده

۱۰

wandering

سرگردان بودن، آواره بودن، منحرف شدن

۱۱

chivalrous

(chivalric =) ـ دلیرانه، جوانمرد، بلند همت