فرهنگ آریانپور
عیار
#۱۴۱٬۲۷۰
errant
عیار، آواره، سرگردان، حادثه جو، کمراه، منحرف، بدنام
alloy
بار (در فلزات)، عیار، درجه، ماخذ، آلیاژ فلز مرکب، ترکیب فلز بافلز گرانبها، (مجازى) آلودگى، شائبه، عیار زدن، معتدل کردن
carat
(karat =) ـ قیراط، واحد وزن جواهرات، عیار
rover
سیار، ولگرد خانه به دوش، دزد دریایى، عیار
vagrant
آدم آواره و ولگرد، در به در، اوباش
stroller
قدم زن، پرسه زن
itinerant
سیار، دوره گرد
footloose
بى بند و بار، آزاد globetrotter
migratory
وابسته به مهاجرت، مهاجرت کننده، جابجا شونده
wandering
سرگردان بودن، آواره بودن، منحرف شدن
chivalrous
(chivalric =) ـ دلیرانه، جوانمرد، بلند همت