عنوان
#۱۴۱٬۰۱۵
rubric
عنوان، سرفصل، عنوانى که با حروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد، خط قرمز، روال
caption
عنوان، سرلوحه، عنوان دادن
head line
عنوان، سرصفحه، عنوان سرصفحه روزنامه
title
کنیه، لقب، سمت، عنوان، اسم، مقام، نام، حق، استحقاق، سند، صفحه عنوان کتاب، عنوان نوشتن، واگذار کردن، عنوان دادن به، لقب دادن، نام نهادن
topic
موضوع، مبحث، عنوان، سرفصل، ضابطه
address
درست کردن، مرتب کردن، متوجه ساختن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، نظارت کردن، خطاب کردن، عنوان نوشتن، مخاطب ساختن، سخن گفتن عنوان، نام و نشان، سرنامه، نشانى، آدرس، خطاب، خطابه، نطق، عریضیه، طرزخطاب، برخورد، مهارت، حمل، ارسال، نشانى دادن address ـ (44)
epithet
صفت، لقب، عنوان، کنیه، اصطلاح
surname
نام خانوادگى، کنیه، لقب، عنوان، لقب دادن
capitulary
عضو دسته اى در کلیسا، مجموعه دستورها و آئین نامه هاى ادارى و شرعى، سرلوحه، عنوان، کتاب راهنماى کلمات کتاب مقدس، کتاب دعا
appellative
(دستور زبان) اسم عام، نام، اسم، لقب، کنیه، عنوان
life peer
لرد یا اشرافى غیر قابل توارث، عنوان
label
برچسب، برچسب زدن، اتیکت، متمم سند یا نوشته، تکه باریک، لقب، اصطلاح خاص، طبقه بندى کردن
style
سبک، شیوه، روش، خامه، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول، قلم، میله، متداول شدن، معمول کردن، مد کردن، نامیدن
ground
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن
appellation
نام، اسم، لقب، (گ.) نامگذارى، وجه تسمیه