فرهنگ آریان‌پور

عنفوان

#۱۴۰٬۹۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

day

روز، یوم

۲

dawn

فجر، سپیده دم، طلوع، آغاز، آغاز شدن

۳

bloom

شکوفه، شکوفه کردن، گل دادنى، به کمال و زیبایى رسیدن

۴

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)

۵

prime

اول، عمده، نخست، زبده، درجه یک، آغاز، بهار جوانى، کمال، بهترین قسمت، نخستین، اولیه، اصلى، برجسته، بار کردن، تفنگ را پر کردن، بتونه کارى کردن، قبلا تعلیم دادن، آماده کردن، مجهز ساختن، تحریک کردن

۶

heyday

شگفتا، عجب، به به، اوج خوش بختى