فرهنگ آریان‌پور

عنکبوت - تار -

#۱۴۱٬۰۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

net

تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن

۲

web

تار عنکبوت، بافت یا نسج، تار، منسوج، بافته، تنیدن

۳

cobweb

تار عنکبوت