فرهنگ آریان‌پور

عمق سنجی

#۱۴۰٬۲۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bathymetry

اندازه گیرى عمق دریا و اقیانوس، عمق سنجى

۲

sounding

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن sound