فرهنگ آریان‌پور

عمق

#۱۴۰٬۲۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

profundity

عمق، ژرفا deepnees

۲

depth

ژرفا، عمق، قعر، گودى

۳

note

(موسیقى) کلید پیانو، آهنگ صدا، نوت موسیقى، خاطرات، یادداشت ها (در جمع)، تذکاریه یادداشت کردن، ثبت کردن، بخاطر سپردن، ملاحظه کردن، نوت موسیقى نوشتن، یاداشت، تبصره، توجه کردن، ذکر کردن

۴

notation

نشان گذارى، نماد سازى، یاد داشت، ثبت، توجه، بخاطر سپارى، حاشیه نویسى

۵

third dimension

بعد سوم، ضخامت، کلفتى، وابسته به بعد سوم