فرهنگ آریان‌پور

علیل

#۱۴۰٬۱۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bedrid

بسترى، بیمار، علیل

۲

infirm

ناتوان، ضعیف، علیل، رنجور، نااستوار

۳

bedfast

بسترى، بیمار، علیل

۴

invalid

پوچ، نامعتبر، علیل، ناتوان، بى اعتبار، باطل (invalidate) ناتوان کردن، علیل کردن، باطل کردن

۵

doddered

بى شاخه، (مجازى) شکسته، سست، علیل

۶

bedridden

بسترى، بیمار، علیل

۷

doddering

پیر، علیل، کودن

۸

valetudinarian

(valetudinary =) ـ مریض، علیل، وسواسى، کسى که نسبت به سلامتى و تندرستى خود وسواسى است

۹

ailing

آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن

۱۰

affected

ساختگى، آمیخته با ناز و تکبر، تحت تاثیر واقع شده affected brokendown

۱۱

languishing

بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن sickly weakly wreck