فرهنگ آریانپور
علیل
#۱۴۰٬۱۷۲
bedrid
بسترى، بیمار، علیل
infirm
ناتوان، ضعیف، علیل، رنجور، نااستوار
bedfast
بسترى، بیمار، علیل
invalid
پوچ، نامعتبر، علیل، ناتوان، بى اعتبار، باطل (invalidate) ناتوان کردن، علیل کردن، باطل کردن
doddered
بى شاخه، (مجازى) شکسته، سست، علیل
bedridden
بسترى، بیمار، علیل
doddering
پیر، علیل، کودن
valetudinarian
(valetudinary =) ـ مریض، علیل، وسواسى، کسى که نسبت به سلامتى و تندرستى خود وسواسى است
ailing
آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن
affected
ساختگى، آمیخته با ناز و تکبر، تحت تاثیر واقع شده affected brokendown
languishing
بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن sickly weakly wreck