فرهنگ آریانپور
علیق
#۱۴۰٬۱۶۷
forage
علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن
provender
علیق، علوفه، خواربار، آذوقه، غذا، علیق دادن
fodder
علوفه، علیق، علوفه دادن، غذا دادن
feed
(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه