واژههای فارسی←اکلیل کاریفرهنگ آریانپوراکلیل کاری#۱۳٬۹۳۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱gilding(past: gilded, gilt ; past participle: gilded, gilt) ـ زر اندود کردن، مطلا کردن، تذهیب کردنواژههای نزدیک در الفبااکله ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاکله ناکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاکلیلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاکلیل الملکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاکلیل جنوبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاکلیل زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر