فرهنگ آریانپور
اکلیل
#۱۳٬۹۲۷
corona
هاله، اکلیل، حلقه نور دور خورشید، سر، تاج
gilt
(past: gilded, gilt ; past participle: gilded, gilt) ـ زر اندود کردن، مطلا کردن، تذهیب کردن
halo
هاله، حلقه نور، نورانى شدن (انبیاء و اولیاء)
gilding
(past: gilded, gilt ; past participle: gilded, gilt) ـ زر اندود کردن، مطلا کردن، تذهیب کردن
plating
صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن plate