فرهنگ آریان‌پور

عفونی کردن - ضد -

#۱۳۹٬۰۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fumigate

بخار دادن، دود دادن، ضد عفونى کردن

۲

disinfect

ضد عفونى کردن، گندزدایى کردن