فرهنگ آریان‌پور

عفو کردن

#۱۳۹٬۰۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

absolve

بخشیدن (گناه)، آمرزیدن، عفو کردن، کسى را از گناه برى کردن، اعلام بى تقصیرى کردن، برى الذمه کردن، کسى را از انجام تعهدى معاف ساختن، پاک کردن، مبرا کردن

۲

forgive

(past: forgave ; past participle: forgiven) ـ بخشیدن، عفو کردن، آمرزیدن

۳

remit

بخشیدن، آمرزیدن، معاف کردن، فرو نشاندن، پول رسانیدن، وجه فرستادن، ارسال وجه

۴

spare

دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک

۵

excuse

بهانه، دستاویز، عذر، معذور داشتن، معاف کردن، معذرت خواستن، تبرئه کردن

۶

pardon

پوزش، بخشش، آمرزش، گذشت، مغفرت، حکم، فرمان عفو، بخشیدن، معذرت خواستن

۷

amnesty

عفو عمومى، گذشت، عفو عمومى کردن