فرهنگ آریانپور
عفو کردن
#۱۳۹٬۰۰۱
absolve
بخشیدن (گناه)، آمرزیدن، عفو کردن، کسى را از گناه برى کردن، اعلام بى تقصیرى کردن، برى الذمه کردن، کسى را از انجام تعهدى معاف ساختن، پاک کردن، مبرا کردن
forgive
(past: forgave ; past participle: forgiven) ـ بخشیدن، عفو کردن، آمرزیدن
remit
بخشیدن، آمرزیدن، معاف کردن، فرو نشاندن، پول رسانیدن، وجه فرستادن، ارسال وجه
spare
دریغ داشتن، مضایقه کردن، چشم پوشیدن از، بخشیدن، براى یدکى نگاه داشتن، درذخیره نگاه داشتن، مضایقه، ذخیره، یدکى، لاغر، نحیف، نازک، کم حرف، یدک
excuse
بهانه، دستاویز، عذر، معذور داشتن، معاف کردن، معذرت خواستن، تبرئه کردن
pardon
پوزش، بخشش، آمرزش، گذشت، مغفرت، حکم، فرمان عفو، بخشیدن، معذرت خواستن
amnesty
عفو عمومى، گذشت، عفو عمومى کردن