فرهنگ آریانپور
عصبانی کردن
#۱۳۸٬۵۲۴
irritate
عصبانى کردن، برانگیختن، خشمگین کردن، خراش دادن، سوزش دادن، آزردن، رنجاندن
steam up
عصبانى کردن، تحریک کردن
mad
دیوانه، عصبانى، از جا در رفته، شیفته، عصبانى کردن، دیوانه کردن
crab
خرچنگ، برج سرطان، خرچنگ گرفتن، (آمریکایى) جرزدن، عصبانى کردن، عصبانى شدن، باعث تحریک و عصبانیت شدن، آدم ترشرو، کج خلق
funk
هراس، وحشت، بیم، آدم ترسو، بوى بد، کج خلقى، عبوسى، طفره زدن، رم کردن بدبو کردن، دود ایجاد کردن، عصبانى کردن
blood
خون، خوى، مزاج، نسبت، خویشاوندى، نژاد، (مجازى) نیرو، خون آلود کردن، خون جارى کردن، خون کسى را به جوش آوردن، عصبانى کردن
enrage
خشمگین کردن، عصبانى کردن
fluster
سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى
blow up
منفجر کردن، ترکاندن، عصبانى کردن، انفجار، عکس بزرگ شده