فرهنگ آریان‌پور

عصبانی شدن

#۱۳۸٬۵۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

crab

خرچنگ، برج سرطان، خرچنگ گرفتن، (آمریکایى) جرزدن، عصبانى کردن، عصبانى شدن، باعث تحریک و عصبانیت شدن، آدم ترشرو، کج خلق

۲

jitter

(زبان عامیانه، آمریکایى) عصبانى شدن، عصبانى بودن، با عصبانیت رفتار کردن، با عصبانیت سخن گفتن، بى ثباتى

۳

anger

برآشفتگى، خشم، غضب، خشمگین کردن، غضبناک کردن

۴

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته