فرهنگ آریانپور
عصبانی کردن
#۱۳۸٬۵۲۳
enrage
خشمگین کردن، عصبانى کردن
anger
برآشفتگى، خشم، غضب، خشمگین کردن، غضبناک کردن
upset
(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته
incense
بخور دادن به، سوزاندن، بخور خوشبو، تحریک کردن، تهییج کردن، خشمگین کردن
provoke
تحریک کردن، دامن زدن، برانگیختن، برافروختن، خشمگین کردن