فرهنگ آریان‌پور

عصبانی‌ کردن

#۱۳۸٬۵۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

enrage

خشمگین کردن، عصبانى کردن

۲

anger

برآشفتگى، خشم، غضب، خشمگین کردن، غضبناک کردن

۳

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته

۴

incense

بخور دادن به، سوزاندن، بخور خوشبو، تحریک کردن، تهییج کردن، خشمگین کردن

۵

provoke

تحریک کردن، دامن زدن، برانگیختن، برافروختن، خشمگین کردن