فرهنگ آریان‌پور

اکثریت

#۱۳٬۸۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

majority

اکثریت، بیشین، بیشان

۲

absolute majority

اکثریت مطلق

۳

bulk

جسم، جثه، لش، تنه، جسامت، حجم، اندازه، به صورت توده جمع کردن، انباشتن، توده، اکثریت

۴

feck

(در اسکاتلند) سهم بزرگتر، اکثریت، قسمت

۵

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن body generalities

۶

mass

انبوه، توده، جرم، مراسم عشاء ربانى، کپه، گروه، جمع، حجم، قسمت عمده، جمع آورى کردن، توده مردم

۷

preponderance

برترى، مزیت، فضیلت، فزونى، سنگین ترى preponderancy