فرهنگ آریان‌پور

اکثرا

#۱۳٬۸۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

most

بیشتر، اساسا

۲

often

بارها، خیلى اوقات، بسى، کرارا، بکرات، غالب اوقات predominantly preponderantly

۳

largely

وسیع، جادار، پهن، درشت، لبریز، جامع، کامل، سترگ، بسیط، بزرگ، حجیم، هنگفت large

۴

generally

به طور کلى، عموماً، معمولاً