فرهنگ آریانپور
عزیمت کرده
#۱۳۸٬۳۱۸
gone
(past: went ; past participle: gone) ـ رفتن، روانه ساختن، رهسپار شدن، عزیمت کردن، گذشتن، عبور کردن، کار کردن، گشتن، رواج داشتن، تمام شدن، راه رفتن، نابود شدن، روى دادن، بر آن بودن، درصدد بودن، راهى شدن go
departed
رفته، گذشته، مرده، درگذشته مرحوم