فرهنگ آریان‌پور

عروسی‌ کردن

#۱۳۸٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

marry

عروسى کردن (با)، ازدواج کردن، شوهر دادن

۲

wed

(past: wedded, wed ; past participle: wedded, wed) ـ عروسى کردن با، بحباله نکاح در آوردن، (بزنى یا شوهرى) گرفتن