فرهنگ آریانپور
عروسی
#۱۳۸٬۲۰۳
bridal
عروسى، جشن عروسى، متعلق بعروس
hymen
(افسانه یونان) خداى عروسى و نکاح، (با حرف کوچک) عروسى، ازدواج، سرود عروسى، پرده بکارت، دخترگى
wedding
(past: wedded, wed ; past participle: wedded, wed) ـ عروسى کردن با، بحباله نکاح در آوردن، (بزنى یا شوهرى) گرفتن
nuptial
وابسته به عروسى، نکاحى، عروسى، زفافى
wedlock
زناشویى، عروسى، زفاف، نکاح، زوجه
marriage
ازدواج، عروسى، جشن عروسى، زناشویى، یگانگى، اتحاد، عقید، پیمان ازدواج marriage nuptials
espousal
عقد، عروسى (بیشتر در جمع)، نامزدى
matrimony
زناشویى، عروسى، ازدواج، نکاح