واژههای فارسی←عرق خوردنفرهنگ آریانپورعرق خوردن#۱۳۸٬۱۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱grogعرق آبدار (مخلوط با آب)، دسته اى از مردم که براى خوردن عرق گرد هم نشینند، عرق خوردنواژههای نزدیک در الفباعرق جوشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق خالصمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق خرما که با اب گرم مخلوط شودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق خشک شده روی پشم گوسفندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق خورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق خوردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر