واژههای فارسی←عرق خوردفرهنگ آریانپورعرق خورد#۱۳۸٬۱۲۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱drank(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب drinkواژههای نزدیک در الفباعرق جو سیاهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق جوشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق خالصمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق خرما که با اب گرم مخلوط شودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق خشک شده روی پشم گوسفندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعرق خورمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر