فرهنگ آریان‌پور

عذاب

#۱۳۷٬۹۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

torment

زجر، عذاب، شکنجه، آزار، زحمت، عذاب دادن، زجر دادن

۲

torture

شکنجه، عذاب، زجر، عذاب دادن، زجر دادن

۳

tribulation

محنت، رنج، آزمایش سخت، عذاب، اختلال

۴

sting

(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدن sting خودمانی‌

۵

agony

درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن

۶

wrench

(معنى مجازى) نقشه فریبنده، عمل تند و وحشیانه، آچار، آچار فرانسه، تند، چرخش، پیچ دادن، پیچ خوردن

۷

misery

بدبختى، بیچارگى، تهى دستى، نکبت، پستى

۸

travail

مشقت، درد زایمان، رنج بردن، رنج زحمت، درد کشیدن