فرهنگ آریانپور
عتاب و خطاب کردن
#۱۳۷٬۴۸۳
scold
آدم بد دهان، زن غرولندو، سرزنش کردن، بدحرفى کردن، اوقات تلخى کردن (به)، چوبکارى کردن
browbeat
(past: browbeat ; past participle: browbeaten) ـ عتاب کردن، تشر زدن، نهیب زدن به
domineer
سلطه جویى کردن، تحکم کردن، مستبدانه حکومت کردن