فرهنگ آریان‌پور

عتاب‌ کردن

#۱۳۷٬۴۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

rant

(ranten =) ـ لفاظى کردن، یاوه سرایى کردن، بیهوده گفتن، سرزنش کردن، یاوه سرایى، بیهوده گویى

۲

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن