فرهنگ آریان‌پور

عادی‌ کردن

#۱۳۶٬۸۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

moderate

معتدل، ملایم، آرام، میانه رو، مناسب، محدود، اداره کردن، تعدیل کردن

۲

normalize

به صورت عادى و معمولى در آوردن، طبیعى کردن، تحت قانون و قاعده در آوردن، هنجار کردن