فرهنگ آریان‌پور

عادی شدن

#۱۳۶٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

normalization

عادى شدن، هنجار سازى

۲

moderate

معتدل، ملایم، آرام، میانه رو، مناسب، محدود، اداره کردن، تعدیل کردن

۳

normalize

به صورت عادى و معمولى در آوردن، طبیعى کردن، تحت قانون و قاعده در آوردن، هنجار کردن