فرهنگ آریان‌پور

ظرف - در -

#۱۳۶٬۵۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

into

توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن

۲

within

در داخل، توى، در توى، در حدود، مطابق، به اندازه، در ظرف، در مدت، در حصار

۳

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر