فرهنگ آریانپور
ظرف
#۱۳۶٬۵۵۴
dish
ظرف، بشقاب، دورى، سینى، خوراک، غذا، در بشقاب ریختن، مقعر کردن
container
ظرف، محتوى
can
(past: could ; past participle: could) ـ قادر بودن، قدرت داشتن، امکان داشتن (may)، حلبى، ظرف، قوطى، قوطى کنسرو، درقوطى ریختن، زندان کردن، اخراج کردن
adverb
قید، ظرف، معین فعل، قیدى، عبارت قیدى
vessel
آوند، کشتى، مجرا، رگ، بشقاب، ظرف، هر نوع مجرا یا لوله
receptacle
نهنج، ظرف، جا، حاوى، حفره درون سلولى گیاه
repository
انبار، مخزن، صندوق تابوت، ظرف، رازدار
bath
شستشو، استحمام، شستشو کردن، آبتنى کردن، حمام گرفتن، گرمابه، حمام فرنگى، وان
matter
ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، موضوع، امر، مطلب، چیز، اهمیت، مهم بودن، اهمیت داشتن
utensil
لوازم آشپزخانه، وسایل، اسباب، ظروف