فرهنگ آریان‌پور

ظاهری

#۱۳۶٬۵۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

formfitting

ظاهرى، مطابق طرح بدن، به شکل بدن، چسبان به بدن

۲

extern

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در خارج، کمک پزشک روزانه

۳

outward

(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى

۴

exterior

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى

۵

outwards

(outward =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى

۶

superficial

صورى، سطحى، سرسرى، ظاهرى

۷

skin deep

سطحى، فقط تا روى پوست، رویى، ظاهرى

۸

self styled

بنا به گفته خود، ظاهرى

۹

mock

ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر

۱۰

token

نشانه، نشان، علامت، نشانى، یادگارى، رمز، معجزه، علامت رمزى، کلمه رمزى، علامت مشخصه، یادگار، یادبود، اجازه ورود، بلیط ورود

۱۱

nominal

اسمى، صورى، جزیى، کم قیمت

۱۲

seeming

به نظر آمدن، نمودن، مناسب بودن، وانمود شدن، وانمود کردن، ظاهر شدن

۱۳

apparent

پیدا، آشکار، ظاهر، معلوم، وارث مسلم

۱۴

external

خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى

۱۵

personal

شخصى، خصوصى، حضورى، مربوط به شخص

۱۶

pretended

وانمود کردن، به خود بستن، دعوى کردن

۱۷

ostensible

نمایان، ظاهر، قابل نمایش، صورى