فرهنگ آریان‌پور

ظاهرشدن

#۱۳۶٬۵۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

appear

ظاهرشدن، پدیدار شدن

۲

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات