فرهنگ آریان‌پور

ظاهرا

#۱۳۶٬۵۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

evidently

از قرار معلوم، ظاهراً، بدیهى است که nominally

۲

seem

به نظر آمدن، نمودن، مناسب بودن، وانمود شدن، وانمود کردن، ظاهر شدن

۳

obviously

آشکار، هویدا، معلوم، واضح، بدیهى، مریى، مشهود ostensibly outwardly reportedly reputedly