فرهنگ آریان‌پور

طومار

#۱۳۶٬۳۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۲

scroll

طومار، پیچک، نوشته یا فهرست طولانى، طومار نوشتن، کتیبه نوشتن، ثبت کردن

۳

role

بخش، طومار، رل، وظیفه، (بازى در تاثر) نقش

۴

petition

دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن

۵

round robin

درخواست کتبى، انجام مسابقه بنوبت، با گردش نوبت