فرهنگ آریان‌پور

طور

#۱۳۵٬۹۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

sort

جور، قسم، نوع، گونه، طور، طبقه، رقم، جور کردن، سوا کردن، دسته دسته کردن، جور درآمدن، پیوستن، دمساز شدن

۲

way

راه، طریق، جاده، سبک (sabk)، طرز، طریقه

۳

wise

خردمند، دانا، عاقل، عاقلانه، معقول، فرزانه پسوندى است به معنى " راه و روش و طریقه و جنبه " و " عاقل "

۴

manner

راه، روش، طریقه، چگونگى، طرز، رسوم، عادات، رفتار، ادب، تربیت، نوع، قسم manners