فرهنگ آریانپور
طولانی کردن
#۱۳۶٬۳۷۵
long
دراز، طولانى، طویل، مدید، کشیده، دیر، گذشته از وقت اشتیاق داشتن، میل داشتن، آرزوى چیزى را داشتن، طولانى کردن، (در شعر) مناسب بودن
prolong
(prolongate =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن
lengthen
دراز کردن، طولانى کردن، کشیدن، دراز شدن، تطویل
prolongate
(prolong =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن
prolongation
ممتد کردن، طولانى کردن، تطویل