فرهنگ آریانپور
طوقه
#۱۳۶٬۳۱۰
puteal
طوقه
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
gorget
گلو پوش، گلو پناه، زره گردن، طوقه
strake
راه راه یا رگه دار کردن، رگه، باریکه زمین، شکاف سقف، طوقه
torque
گشتاور، نیروى پیچشى، گشتاورى، نیروى گردنده درقسمتى از دستگاه ماشین، نیروى گشتاورى، چنبره، طوق، طوقه
rim
لبه، دیواره، قاب عینک، دوره دار کردن، زهوار گذاشتن، لبه داریا حاشیه دار کردن
reel
حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن
batten
پروار کردن، چاق شدن، حاصل خیز شدن، نشو و نما کردن