فرهنگ آریان‌پور

طوق

#۱۳۶٬۳۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۲

anadem

تاج گل، گردن بند، طوق، حلقه گل، سربند، گیس بند

۳

torque

گشتاور، نیروى پیچشى، گشتاورى، نیروى گردنده درقسمتى از دستگاه ماشین، نیروى گشتاورى، چنبره، طوق، طوقه

۴

eye

چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن

۵

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۶

ruff

(ruffe =) ـ یقه گرد و حلقوى چین دار مردان و زنان قرون 16 و 17 میلادى، غرور، تکبر، پرخاش، تاه کردن، چروک کردن، ناهموار کردن

۷

collar

یقه، یخه، گریبان، گردن بند