فرهنگ آریانپور
طوق
#۱۳۶٬۳۰۴
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
anadem
تاج گل، گردن بند، طوق، حلقه گل، سربند، گیس بند
torque
گشتاور، نیروى پیچشى، گشتاورى، نیروى گردنده درقسمتى از دستگاه ماشین، نیروى گشتاورى، چنبره، طوق، طوقه
eye
چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن
reel
حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن
ruff
(ruffe =) ـ یقه گرد و حلقوى چین دار مردان و زنان قرون 16 و 17 میلادى، غرور، تکبر، پرخاش، تاه کردن، چروک کردن، ناهموار کردن
collar
یقه، یخه، گریبان، گردن بند