فرهنگ آریانپور
طور ناقص - به -
#۱۳۶٬۲۳۴
ill
ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان
half
(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص
halves
دونیم کردن، دو نصف کردن
imperfectly
ناقص، ناتمام، ناکامل، از بین رفتنى