فرهنگ آریان‌پور

طنین

#۱۳۵٬۹۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

echo

طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن

۲

tinnitus

طنین، صداى گوش، دنه

۳

reverberation

طنین، و لوله

۴

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۵

ting

صداى زنگ (دادن)، طنین، طنین انداختن

۶

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۷

thirl

سوراخ، حفره، پنجره، لرزش، طنین، سوراخ سوراخ کردن، دریدن، گرفتار کردن، محدود کردن

۸

sonance

صدا، آهنگ، طنین

۹

resonance

(در صوت) تشدید، پیچش صدا، طنین، تشدید، ایجاد طنین