فرهنگ آریانپور
طنین
#۱۳۵٬۹۳۴
echo
طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن
tinnitus
طنین، صداى گوش، دنه
reverberation
طنین، و لوله
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
ting
صداى زنگ (دادن)، طنین، طنین انداختن
noise
خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت
thirl
سوراخ، حفره، پنجره، لرزش، طنین، سوراخ سوراخ کردن، دریدن، گرفتار کردن، محدود کردن
sonance
صدا، آهنگ، طنین
resonance
(در صوت) تشدید، پیچش صدا، طنین، تشدید، ایجاد طنین