فرهنگ آریان‌پور

طنزی

#۱۳۵٬۹۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن

۲

satirical

(satiric =) ـ هزلى