فرهنگ آریانپور
طفره
#۱۳۵٬۶۳۷
evasion
طفره، گریز، تجاهل، بهانه، حیله، گریز زنى
subterfuge
طفره، گریز، طفره زنى، اختفاء، عذر، بهانه
procrastination
طفره، تعویق
goby
عبور از پهلوى کسى بدون توجه به او، رهایى، طفره، پیشگیرى
baulk
(balk =) ـ طفره رفتن، رد کردن، طفره، امتناع، روگردانى
fetch
واکشیدن، واکشى، آوردن، رفتن و آوردن، بهانه، طفره
stall
جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن
dodge
جاخالى دادن، این سو و آن سو رفتن، (مجازى) گریز زدن، طفره زدن، تمجمج، اهمال، جاخالى evasiveness parry runaround
elusion
گریز، طفره، اغفال، اجتناب
ca'canny
تعلل، طفره، با احتیاط جلو رفتن
avoidance
پرهیز، اجتناب، کناره گیرى، احتراز، طفره
dalliance
تفریح و بازى از روى هوسرانى، طفره