فرهنگ آریانپور
طعنه امیز
#۱۳۵٬۶۱۴
ironic
طعنه آمیز، طعنه زن، طعنه اى، کنایه دار
sardonic
طعنه آمیز، کنایه آمیز، وابسته به زهر خنده
sarcastic
طعنه آمیز، نیشدار، زهرخنده دار
nippy
زننده، طعنه آمیز، سوزش دار، تند و تیز، چالاک
bitter
تلخ، تند، تیز، (مجازى) جگرسوز، طعنه آمیز
backhanded
با پشت دست نوشته شده (یازده شده)، طعنه آمیز، چپ
biting
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite