فرهنگ آریان‌پور

طعنه امیز

#۱۳۵٬۶۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

ironic

طعنه آمیز، طعنه زن، طعنه اى، کنایه دار

۲

sardonic

طعنه آمیز، کنایه آمیز، وابسته به زهر خنده

۳

sarcastic

طعنه آمیز، نیشدار، زهرخنده دار

۴

nippy

زننده، طعنه آمیز، سوزش دار، تند و تیز، چالاک

۵

bitter

تلخ، تند، تیز، (مجازى) جگرسوز، طعنه آمیز

۶

backhanded

با پشت دست نوشته شده (یازده شده)، طعنه آمیز، چپ

۷

biting

(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite