طعنه
#۱۳۵٬۶۱۱
jeer
طعنه، طنز، مسخره، ریشخند، استهزاء، طعنه زدن، سخن مسخره آمیز گفتن، هو کردن
irony
طعنه، وارونه گویى، گوشه و کنایه و استهزاء، مسخره، پنهان سازى، تمسخر، سخریه، طنز
jape
فریب، لطیفه، گول، شوخى، دست انداختن شخص، طعنه، فریب دادن، لطیفه زدن، مسخره کردن، گمراه کردن، جماع کردن
jest
لطیفه، بذله، شوخى، بذله گویى، خوش طبعى، طعنه، گوشه، کنایه، عمل، کردار، طعنه زدن، تمسخر کردن، استهزاء کردن، به بازى گرفتن، شوخى کردن، مزاح گفتن
quip
کنایه، گوشه، مزه ریختن، طعنه، بذله، طنز، لطیفه، طعنه زدن، ایهام گفتن
rail
سرزنش، توبیخ، سرکوفت، طعنه، ریل خط آهن، خط آهن، نرده، نرده کشیدن، توبیخ کردن
sikt
مسخره، طعنه، کنایه گوشه دار، قطعه خوش مزه، داستان مضحک کاباره ها و نمایش هاى واریته، شوخى طعنه آمیز کردن، لى لى کردن، با جست و خیز رقص کردن
torpe
استعاره، معنى مجازى، طعنه
satire
طنز، هجونامه، طعنه، سخریه، هزلیات
sarcasm
زهر خنده، طعنه، ریشخند، سرزنش، سخن طعنه آمیز
barb
خار، پیکان، نوک، ریش، خاردار کردن، پیکاندار کردن