فرهنگ آریانپور
طعم
#۱۳۵٬۵۷۳
odor
(odour =) ـ بو، رایحه، عطر، عطر و بوى، طعم، شهرت
gusto
ذوق، درک، احساس، مزه، طعم، لذت
odour
(odor =) ـ بو، رایحه، عطر، عطر و بوى، طعم، شهرت
savor
(savour =) ـ حس ذائقه، مزه، طعم، بو، مزه کردن، فهمیدن، دوست داشتن
smack
ماچ، صداى سیلى یا شلاق، مزه، طعم، چشیدن مختصر، با صدا غذا خوردن، ماچ صدادار کردن، مزه مخصوصى داشتن، کف دستى زدن، کتک زدن، کاملاً، یکراست
flavor
مزه و بو، مزه، طعم، چاشنى، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنى زدن به، معطر کردن
palate
سق، سقف دهان، کام، ذائقه، طعم، چشیدن
relish
ذائقه، مزه، طعم، چاشنى، ذوق، رغبت، اشتها، مزه آوردن، خوش مزه کردن، با رغبت خوردن، لذت بردن از
flavour
مزه و بو، مزه، طعم، چاشنى، مزه دار کردن، خوش مزه کردن، چاشنى زدن به، معطر کردن